محمد حسن خان اعتماد السلطنه
2353
مرآة البلدان ( فارسى )
احضار فرموده بسوس را به وى سپرد كه به هر نحو مىخواهد او را به انتقام خون برادر قصاص كند و روان پليد او را روانهء دوزخ سازد . پس خونخواهان دارا جمع آمده وى را در همان محلى كه پادشاه بىگناه را به قتل آورده بود به اشد طور مقتول ساختند . در زمان سلطنت بهرام گور ، خاقان ترك كه قصد ايران نموده بود بهرام با معدودى از سپاهيان على الغفله در كنار جيحون بر او تاخته و مقتولش ساخت . اگر چه در مملكت خوارزم هم نوشتهاند . زمان سلطنت هرمز بن نوشيروان به واسطهء هرجومرجى كه در كار دولت راه يافته سلاطين اطراف و ملوك همجوار طمع در ملك ايران نمودند . قيصر روم به نصيبين آمد . عباس احول و عمر ازرق كه از مشايخ عرب بودند به كنار فرات رسيدند . طوايف خزر ، ارمن و طالقان را تاخت نمودند . ساوه شاه خاقان ترك كه خالوى هرمز بود با سيصد هزار مرد جنگجو از جيحون گذشته در بادغيس هرات اردو زد . بالاخره هرمز با قيصر روم و اعراب و طوايف خزر صلح نموده قشونى مستعد و مهيا ساخته بهرام چوبين را سردار آن سپاه كرد و به طرف خاقان ترك گسيل نمود و چنانكه در تواريخ مسطور است ، به يك چوبه تير بهرام چوبين ، خاقان از پاى درآمد و جان و جهان را وداع گفت و عساكر او منكوبا و مغلوبا از جيحون گذشته راه توران گرفتند و رفتند . در تواريخ عرب ، شمرنامى را از طايفهء بنى حمير كه ملكى معتبر بود حكايت مىكنند كه تغلب و استيلاى او به درجهاى رسيد و دستش در حل و فتح ممالك و قبض تصرف بلاد چنان بسطى يافت كه از جيحون گذشته تركستان را مسخر خويش ساخت و بناى سمرقند را به او نسبت مىدهد . در سنهء بيست هجرى زمان خلافت خليفه عمر بن الخطاب وقتى كه يزدجرد پناه به خاقان ترك برده و خاقان به قصد حمايت او از جيحون عبور نموده بود احنف بن قيس با بيست هزار تن از عساكر عرب آهنگ جنگ خاقان نموده در حوالى اين رود تلاقى فريقين شده خاقان منهزم شد و روى از جنگ برتافت . در سنهء دويست و هشتاد و يك ، عمرو ليث صفارى را با امير اسماعيل سامانى در حوالى جيحون محاربت و مقاتلتى واقع شده اسب عمرو در ابتداى جنگ از صداى طبل و نفير كرنا وحشى شده رم كرده او را به ميان